غياث الدين بن همام الدين حسينى ( خواند مير )
99
مآثر الملوك ( به ضميمه خاتمه خلاصة الأخبار وقانون همايونى ) ( فارسى )
المعتصم بالله معتصم بالله ابو اسحاق محمد بن هارون خليفهء هشتم است از عباسيان و هشتمين ولد است از اولاد عباس . هشت سال و هشت ماه و هشت روز به امر سلطنت قيام نمود و مدت عمر او چهل و هشت سال بود . هشت پسر و هشت دختر و هشت هزار غلام داشت ، و هشت فتح بزرگ در زمان او واقع شد ، و هشت ملك معتبر را بكشت ، و به قول بعضى هشت ملكزاده در خدمت او بهسر مىبردند و هشت بار هزار هزار دينار ميراث گذاشت . بنابراين جهات او را « خليفهء مثمن » مىگفتند . و اين از غرايب اتفاقات است اگر راست باشد . شهر سر من راى كه به « سامره » اشتهار دارد از جملهء بناهاى او است . گويند كه طايفهاى از ماوراء النهر از بلدهء چاچ پيش معتصم آمده گفتند كه آب در زمينهاى ما نمىنشيند و اگر از مواضع دور نهرى حفر نمايند زمين بسيار معمور و مزروع مىگذرد . پرسيد كه خرج كندن جوى چند مىشود ؟ گفتند دو هزار درم . معتصم فرمود تا آن مال خطير را نقد از خزانهء عامرهء سامره تسليم نمودند . و به اعتقاد مورخان ، آبادانى ولايت چاچ از آن نهر است كه به مال معتصم جارى شده . و او نخستين كسى است از خلفاى عباسى كه غلامان ترك خريد و ايشان را معتبر ساخت . روايت است كه معتصم در وقت مردن اين سخن را مكرر مىكرد كه : « چه حيله كنم كه هيچ حيله ندارم » تا آن زمان كه به وادى خاموشان رفت . الواثق بالله ابو جعفر هارون بن معتصم در مذهب اعتزال غلو بسيار نمود و به زعم صاحب تاريخ گزيده او را در علم موسيقى تصانيف معتبره بود . نقل است كه در ايام دولت واثق ، محلهء كرخ بغداد بسوخت و واثق هزار هزار درم به بعضى از ساكنان آن محله كه به محنت فقر و فاقه مبتلا بودند داد تا در عمارت خانههاى خود صرف نمايند . از سخنان او است كه : السماء غذاء الروح و طيب القلب . نظم گرچه چشم مست و روى خوب ديدن دلكش است